اندر احوالات فیبرباشی
آورده اند که در روزگاران گذشته مردی قوی هیکل و سبیل از بناگوش دررفته پیش حکیم باشی آمد که دردش دوا کند. حکیم باشی پس از اطلاع یافتن از درد مرد که ناراحتی معده بود به عالیجناب قوی هیکل اعلام کرد که برای رهایی ازدرد و خلاصی از آن بایستی تنقیه کند!!
حضرت آقا که در کلاس کارشان این حرف ها نبود از جسارت حکیم باشی به خشم آمد و با عصبانیت فرمودند : بله ؟! من باید تنقیه شوم ؟! . حکیم باشی از ترس مردانگی متراکم ایشان فرمودند : خیر قربان چرا شما ؟ من را باید تنقیه کنند !! و چنان شد . حکیم باشی را دراز کردند و از سر تصادف جناب هیکل بعد از تنقیه کردن حکیم باشی حالشان خوب شد .اما ماجرا به این یک نوبت پایان نیافت . جناب قوی تن هر وقت دچار مرض و دردی می شد حکیم را حاضر و تنقیه می کردند . بیچاره حکیم باشی که جورکش درد و دوای درمان ایشان شده بود .
حالا حکایت اداره نگهداری فیبرنوری تهران است هر از چندگاهی اگر قطعی یک یا دو تا از چندین سیستم های منصوبه در یک لینک نوری پیش آید پیش از انجام هر کاری فیبرباشی ما را دراز می کنند بدون توجه به اینکه قطع یک کابل منجر به قطع کامل سیستم های منصوبه بر روی آن و یا لااقل منجر به قطع چند سیستم بطور همزمان می گردد . بیچاره فیبرباشی که یک تنه بایستی جور تمام ناآگاهی ها ونادانسته های یک مجموعه را بپردازد و عجیب آنکه تا کنون کسی صدای آخ و اوخ هم از ایشان نشنیده است .
سلام