نمك بر زخم پاشيدن!!!
...مي گويند آدمها دو مشكل اساسي دارند یکی با خودشان و یکی هم با ديگران (يعني فقط همين دوتا مشكل را دارند كه اساسي است و بقيه غير اساسي است !) اول اينكه از كجا بايد شروع كنند را نمي دانند و دوم اينكه كجا بايد توقف كنند را نمي شناسند اين دو مشكل در گروه ها و دسته ها و تيم ها و هر جاي و مكاني كه جمعي از اين مخلوقات دو پا جمع میشوند تا كار واحدي را به انجام برسانند و به هدف خاص و مشترکی دست يابند ملموس تر مي شوند . از اين گروه ها مي توان به خيل كارمندان شاغل در ادارات دولتي اشاره کرد . در خيل جماعت كارمندان محترم دولت (صفتي كه دلالان بالاخص قسطي فروشان راسته بازار بنجل فروش به اين جماعت مستخدم چسبانده اند) هستندآدم هايي با اينگونه صفات از مجموع صفات نكوهيده آدميت كه هزار و يك مشكل لاينحل ايجاد مي كنند هم برای خودشان و هم برای ديگران ، البته در خصوص انجام فعاليت هاي عمومي نه در بخش هاي خصوصي اشان !اينگونه آدم ها همچون قورباغه هايي مي مانند كه خيال ميكنند بلبل هستند و خوش آواز و بجز همسرايان و هم نشينان اين فقره از آدميان که رحمت خدا بر آن ها باد!! هستند كساني هم كه با شنيدن اين صداها به وجد مي آيند و خودآگاه یا ناخودآگاه بحرکت در می آورند این مفلوکان خوش آواز را . همين كسانندكه آب به آسياب آن ها مي ريزند و مشوقاني مي شوند براي تازه وارد ها و نوباوگان محترم و محترمه .در خيل این مستخدمين محترم كه بدبختانه روز بروز بر گروهشان افزوده می شود و بجای از نفس افتادگان و پر قورقوری ترینشان که خود را پیش از موعد بازنشسته مي كنندبطور محترمانه !!جایگزین می شوند که ادارات دولتی بدون این دسته از جماعت کمیتش لنگ می زند و چرخش نمی چرخد!! و يالالعجب که خيل فزاينده همین قورباغه ها را مي بيني فعال و سرزنده در بخش هاي خصوصي و يا خودماني كه عنرعنر مي جهند و فارغ البال قورقور ميكنند و از روابط ناصواب خود با سردمداران بهره وافر می برند در این وادی نابسامان مناقصه ها و مزایده ها و...حرام خوری های مشروع و...و هدر دادن بیت المال و...و زیاده خواهی ها و... بگذریم که همه جا را لجنزار مي بيني پر از قورباغه .
سال ها گويد خدا آن نان خواه همچو خر مصحف کشد از بهر کاه
سلام