تست و تحويل کابل فيبر نوری DSF در سفر به هند

هر قصه اي را مغزي است ، قصه را جهت آن مغز آورده اند نه از بهر دفع ملالت ، بصورت حكايت براي آن آورده اند تا آن غرض در آن بنمايند .

( شمس تبريزي )

 به هند می روی؟ کنسرو ماهی را فراموش کن!

اين تن ماهی جنوب چه دلگرمی عجيبی به آدم می دهد وقتی سفر طولانی باشد. اين تن ماهی جنوب و کتاب هزارتوهای بورخس وقتی توی کيف کنار هم افتاده اند و تو آن بالا از مرز رد می شوی چه ريسمان عجيبی می شود بين زبانت و جايي که در قلمرو خيال و زمان دور از توست . اين تن ماهی جنوب که جلوی تاريخ مصرف اش هيچ تاريخی نوشته نشده و کلمه های فارسی ای که در هزارتوهای کسی می لولند انگار همين طور کش می آيند و تو همين طور دور می شوی. از تهران کش آمده ای تا جايي که می گويند کشور عجايب است و تو هيچ نمی دانی اش .

  حالا فاصله گرفته ای ، يک ساعتی می شود گره ها شل شده اند ، کمی آمده اند عقب تر از معمول ، غذا را که می آورند ، بی جهت فکر می کنی گرسنه ای و کتاب را کنار می گذاری. بعد از غذا دوباره به تلويزيون مداربسته آويخته از سقف هواپيما نگاهی می اندازی ، ديگر مرز را هم رد کرده ای و گره ها باز شده اند روسری ها آمده اند عقب ، چندتايي هم افتاده اند . عده ای روزنامه می خوانند ، بعضی هم مشغول آرايش اند. اين که عبور از مرز چطور يک گره را آن هم آن بالا باز می کند چيز عجيبی نيست ؟ هزارتوهای يک شرقی بايد چيز عجيب تری باشد . در کيف را باز می کنی و کتاب را می فرستی کنار همان کنسرو ماهی جنوب که نگران تاريخ مصرفش بودی . فراموش کن . خب يک چيزهايي تاريخ مصرف دارد ، يک چيزهايي ندارد .

اين کوله بار را احمقانه به دوش می کشی ، کيف سامسونت را می زنی زير بغلت و همين طور شکر می کنی . اول از همه خدا را شکر می کنی که بعد از بيست سال خدمت صادقانه در اداره و چندين بار ديپورت شدن در داخل ، گره بخت تو هم باز شد و برای اين سفر انتخاب شدی ، بدون اينکه به علت اين انتخاب فکر کنی و يا اينکه برای چه به اين سفر آمده ای !؟ ، شکر می کنی که بی دردسر از گيت ورودی و بررسی پاسپورت و ويزا رد شده ای . شکر می کنی که بدون نياز به پرداخت هزينه برای گرفتن ارز از صرافی های خيابان منوچهری ، صاحب مقداری پول هم شده ای ، و اينکه ساک ات را نگشته اند وگرنه ممکن بود علاوه بر روده بر شدن مامورين هندی از خنده ، که حتماً جرم سنگينی داشت ، برای پاسخ به تکرار سوال ?what is this آن ها ، مجبور به اجرای نمايش پانتوميم شوی چون ....         ادامه دارد

يك نكته

 ضوابط و استانداردهاي فني قاعده اي است قراردادي و نسبي و نه مطلق كه براي قانونمند كردن يك اقدام يا فرايند و يا مجموعه اي از فرايند ها با ساز وكار معيني تعريف مي شوند و مبتني بر ميزان شناخت و سطح دانش فني و علمي از آن فرايند مي باشد . بنابراين :

نسبي و زمان دار است ؛

 اعتبار آن با تغيير در شرايط و اوضاع مشخص مي گردد ؛

 دامنه كاركرد معيني دارد ؛

 مشمول عام نمي گردد ؛

 در قلمرو جغرافيايي مشخصي كاربرد دارد ؛

و به همين دليل ضوابط و معيارهاي فني تعريف شده در يك منطقه (يا حتي يك كشور) براي منطقه ديگر ممكن است مستقيماً كاربرد نداشته باشند مگر اينكه اصلاحاتي در آن ها صورت پذيرد و پس از بازنگري و سازگار نمودن آن با شرايط منطقه جديد بكار گرفته شوند . ....و بخشنامه ها ، دستورالعمل ها و ضوابط در شبكه فيبرنوري كشور چگونه تهيه مي شوند؟با چند نمونه که آشنا شوید پاسخ دادن به این سئوال را مشکل نخواهید یافت .

 

كارهاي بي ارزش را خوب انجام دادن چه سود ؟

نمي دانم شما هم با من هم عقيده هستيد يا نه ؟ با نوشتن چند موضع روشن و بديع از هر آنچه كه پنهان و آشكار در مقوله گشت مسيرهاي فيبرنوري معرف حضورتان است شمارا به قضاوت مي نشانم . موضوعي كه سال ها است بدون تغيير در مسيرهاي شبكه فيبرنوري كشور چه بصورت دولتي و چه بشكل خصوصي در حال انجام است . هرچند به زعم من كاري بيهوده نبوده و نيست ولي بسيار بزرگتر از حد خودش به آن بها داده شد و بر همين نهج نيز هزينه بسيار كلاني را هم به اشكال مختلف بر عهده مخابرات ايران (شركت ارتباطات زيرساخت ) گذاشته است . شايد چون تاكنون ايده اي كارآمد و موثر براي تغيير روش هاي جاري آن به ذهن كسي خطور نكرده كه بعيد مي نمايد همچنان بر ترك اسب تركمني سوار شده و بكندي ولي مستمر بر عرصه شبكه فيبرنوري كشور مي خرامد و چشم مخالفين گشت در آيد كه اگر بخواهند مغرضانه ناني كه به سفره گشت زنان مي رود را ببرد و روزي اشان را قطع كند كه روزي دهنده خدا است . بگذريم كه اگر اعتقادي بود تمامي كارها بر صواب بود . بگذاريد حالا كه به اينجا رسيديم سخن خداوند را در آيه 73 سوره نحل آويزه گوش كنيم شايد به خود آييم " و به جاي خداوند چيزهايي را مي پرستند كه در هيچ يك از آسمان ها و زمين نه اختيار هيچ رزقي را براي آنان دارند و نه مي توانند داشته باشند ."

  شايد بعد از نصب اولين لينك نوري در كشور بود كه جهت حفاظت پيشگيرانه از كابل هاي منصوبه فيبر نوري تصميم گرفته شد كه گروه هاي گشت مسير تشكيل گردد كه اسم بي مسماي فيبربان مدتي بر جبين آن خودنمايي مي كرد . اين گروه ها كه عموماً از جوانان فعال و تحصيلكرده اي تشكيل گرديد كه نه همه اشان بلكه بودند در ميان آن ها كه جدا از كسب يك شغل و فرار از بيكاري و پس از مواجه با بيكرانگي درياي علم و دانش مخابرات خود را خوشبخت دانستند. ولي ناخواسته به واحدها و بعدها به ادارات نگهداري فيبرنوري تبعيد و بعنوان گروه هاي گشت به مسيرها اعزام شدند و بيكارگي را تجربه كردند تا مواظب باشند سازماني يا موسسه اي بدون هماهنگي برروي مسيرهاي فيبرنوري و يا در مجاورت آن ها عملياتي بالاخص حفاري صورت ندهند تا نكند كه كابل قطع شود و قس عليهذا كه آمار قطعي ها نشان از تاثير همين ديدگاه دارد! . اين سبك و سياق از تهران شروع شد و پس از شاخ و برگ گرفتن به تمامي استان ها سرايت نمود و بصورت بخشنامه ها روش ها تعيين و اعمال گرديد . روش هايي كه بدون نظارت و هرس شاخ و برگ هاي اضافي آن، هي گنده شد و هي گنده شد و به راهي رفت كه ميرود و زمزمه هر گونه تغييري در روش هاي اجرايي آن به دليل احتمال افزايش قطعي هاي فيبر در نطفه خاموش ميگرديد . هر چه به اهميت شبكه فيبر افزوده مي شد اهميت گشت اضافه تر جلوه مي گشت .نه راهكار جديدي عرضه شد و نه بودند كساني كه مسئولانه روش هاي حفاظتي ديگر كشورها را مطالعه كنند و در شبكه فيبر نوري كشور اعمال كنند . در اين بين همان افراد فوق الذكر كه براي گروه هاي گشت انتخاب شده بودند چون به اين روش عادت داده شدند از خيالات و تصورات ابتدايي خارج شدند و شدند آدمياني عادي ولي متخصص گشت !! آنهم چه گشتي ؟!به اين روش عادت داده شدند كه يك ماشين با راننده در اختيار داشته باشند و در طول مسير تحت پوشش گشت بزنند و گزارشي از نحوه عمليات به اداره مطبوع خود برسانند آنهم چه گزارشاتي !! . به روش ها عادت كردند بگونه اي كه حتي حاضر به تغيير مسير تحت پوشش خود نيز نيستند . به اين روش عادت داده شدند تا جايي كه يا حاضر به پذيرش و انجام كاري غير از گشت نيستند و يا توانايي انجام كاري غير از آن را ندارند . سال ها است كه در اين محيط كار كرده اند و بعضي از آن ها نيز به مرز بازنشستگي رسيده اند و كاري جز گشت بلد نشدند كه به كارشان آيد . كاري را كه مي شد از همان ابتدا به افرادي عادي سپرد را به كارشناساني باسواد و مجرب سپرديم و بدون هيچ تغييري در نفرات و روش ها فرايندي را اعمال نموديم كه حاصلي جز خسران براي سازمان مطبوع نداشته است . اگر مي خواستيم همين روش هاي جاري را داشته باشيم مي شد نفراتي عادي را به كارگمارد و كار را سازمان يافته و بقولي سيستماتيك نمود يا روش هايي جايگزين را معرفي و انتخاب كرد تا ضمن اينكه در صرف هزينه ها صرفه جويي مي شد از وجود كارشناسان جوان در بخش هاي مختلف سازمان استفاده بهينه برد و وقتي قرار مي شد كار به بخش خصوصي واگذار شود اين واگذاري ارزان و سيستماتيك و قابل كنترل تمام مي شد و بسياري مزاياي ديگر كه مي شود برشمرد و حسرت خورد كه كوتاهي ها چگونه هم عمر جوانان ما را هدر دادند و مي دهند و هم بيت المال را .

اين همه رفتند و ماي شوخ چشم                هيچ نگرفتيم از ايشان اعتبار

آنچه ديدي برقرار خود نماند                      و آنچه بيني هم نماند برقرار

انتخاب پیمانکار

   امروز يکی از اين تازه به مقام و منصب رسيده ها را که در اداره ما کم هم نيستند جلوی درب ورودی ساختمان اداره ديدم .که الحق و والانصاف بچه با حالیه و از خیلی ها که من می شناسمشون با لیاقت تره . بعد از سلام و احوالپرسی بيش از معمول كه تا جلوي درب دفترش ادامه داشت بداخل اتاق دعوت شدم يعني كشانده شدم و بعد از يك احوالپرسي دوباره و بافتن آسمون و ریسمون بهم گفت فلانی اسير دغل بازی یک پيمانکاری شدم که عاجزم کرده و نميدانم باهاش چکار کنم تا از شرش راحت شوم ، چون رفيق ام است و خودم اونو جهت انجام کار معرفی کردم و کلی هم تلاش کردم که کار به اون محول بشه . ولی حالا بعد از گذشت چهار ماه که به عناوين مختلف سرکارم گذاشته و از انجام کار سرباز زده درخواست کرده انجام کار را به بعد از سال نو بياندازم و هکذا .اسم پيمانکار را که گفت ديدم از همکاران قديمی خودمان است که سال ها است اين دکه دو نبش بدون تابلو را باز کرده و به عناوين مختلف بعضي از پيمان ها را قبضه مي كند و کارهايي را هم که برای بخش هاي مختلف انجام داده هميشه با دردسر و ناقص به اتمام رسانده است. شمه ای از هنرهايش را برای اين دوست گرفتارشمردم و راهنمايي های لازم و قانوني را برای دفع شرش بيان نمودم و پس از اينکه قول گرفت که اين موضوع بين خودمان بماند و من هم مطمئن اش کردم از هم جدا شديم.!هر چند به دلیل مرام و معرفتی که خاص ما ایرانی ها است و بی دریغ خرج این و آن می کنیم و به عواقبش هم کاری نداریم بعید می دانم که این دوست هم حرکتی بکنه که همه را متعجب کنه و شما هم مطمئن باشید که آب از آب تکان نخواهد خورد . ولی ديدم هر چند نحوه انتخاب پيمانکار و واگذاری کارها به بخش خصوصی(خودماني) در اداره ماموضوعی است کهنه و رنگ و رو رفته و قبح انجام و ادامه آن هم از میان رفته است و هر کس به فراخور حال و توان خود دستی در کار دارد!ولي چون هستند كساني كه هنوز صابون پيمانكاران مغرض و ناخلف و بي عرضه به تنشون نخورده است . بهتر ديدم موضوع را گاگولی کنم و بعنوان درس به خورد گاگولا بدهم که شاگردی است تنبل و حرف گوش نکن ولی با مرام !!. اگر گوش شنوایی باشد و در کلاس درس خوابش نبرده باشد .

گماردن افرادغير متخصص به پست های حساس وسپردن مسئوليت به آن ها , نوع نگارش قراردادها و پيمان با پيمانکاران آشنا ، بدون تخصص و بعضاٌ بدون تجهيزات کافي (نمونه زير عکسی از يک خودروی کابلکشی (وينچ !!) را در يکی از عمليات نصب کابل فيبرنوری را نشان می دهد که تنها سرمايه پيمانکار جهت حمل لوازم و قرقره کابل , کارگران و تردد خود و عواملش به محل کار محسوب می شد و مجهز به سيستم تمام اتوماتيک برای نصب ساب داکت و کابل با سرعت کششی قابل تنظيم و مطابق با استانداردها بود !!.)،عقد قراردادهايي را منجرگرديده و مي گردد که بدون نظارت پيمانکارانی را که با قرض و قوله همراه با ترس ولرز به کار گرفته مي شوند را با اطمينان ازحساب های بانکی پر و ثبت شرکت های مجهز چند منظوره روانه بازارهای بين المللی کار مي نمايند !! و مضحک تر آنکه افرادی جهت نظارت و تحويل و تحول كارها انتخاب مي شوند که بدليل کاهلی , سادگی , ناآگاهی و يا خوی سوداگريشان , تائيد صورتجلساتی غير فنی را با اطمينان از اينکه مورد بازخواست قرار نمی گيرند پذيرا مي شوند و گاهاً به جای پيمانکار , کارفرما را متعهد مي سازند!!

چشم باز و گوش باز و اين ذکا           خيره ام در چشم بندي خدا

براي شناخت موضوع و اصلاح اين روند نامناسب و حذف اين وصله ناجور از بدنه سازمان بايد پازلي را تصور كنيد كه بخشي كوچك از آن ناآگاهي مسئولين ذيربط است ولي بخش عمده آن نفوذ دلال ها به داخل سازمان و بخشي نیز ذينفع بودن بعضي ديگر از وجود همین دلال هااست و قس عليهذا كه اين قصه سر دراز دارد و بنا به شرایط و مقتضیات زمان به آن اشاره خواهم نمود. پس ابتدا و پيش از شروع به اصلاح بايد دست دلال ها و سوئ استفاده کنندگان كوتاه گردد زيرا تا زماني که دلال ها و واسطه هاي داخل سازمان !؟ و آن بعضی دیگر بتوانند ازناآگاهی مسئولین و یا از اعتماد آن ها به خودشان سوئ استفاده کنند و براحتي پيمانكاران آشنا و اكثراً بي صلاحيت را بدون رقابت سالم به كار بگمارند و نيز بتوانند اقلام بخش خصوصي (بگوئيدخودمانی) را بدون توجه به نياز هاي واقعي شبکه و با ترفند هاي ويژه ! وبا استفاده از سادگي و اشتياق عوامل ذيربط  به هدايا و پورسانت ها! و بدون رقابت سالم به اين بخش وارد کنند پيشگيري از عواقب آن امكانپذير نخواهد بود زيرا اشتياق به سوداگري ، دلالي را  افزايش داده است . هر چند ميدانيم براي حل اين پازل اگر بخواهيم بخشي از آن را تغيير دهيم، لاجرم ديگر قسمت هاي مرتبط نيز بايد تغيير يابند. پس بيهوده اميدوار نباشيم كه پيله خام بي هيچ كوشش و زحمتي پارچه ابريشمين شود .

شعری از پابلو نروداترجمه از احمد شاملو

بخوانید وحالشو ببرید.                                  

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر سفر نکنی ،

اگر کتاب نخوانی ،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می کنی

زمانی که خودباوری را درخودت بکشی،

وقتی نگذاری ديگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر برده عادات خود شوی،

اگر هميشه از يک راه تکراری بروی...

اگر روز مرگی را تغيير ندهی

اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی،

يا اگربا افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر از شور وحرارت،

از احساسات سرکش،

واز چيزهائی که چشمانت را به درخشش وا می دارند،

و ضربان قلبت را تندتر می کنند،

دوری کنی. ..،

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگرهنگامی که با شغلت،يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض

نکنی،

اگربرای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،

اگر ورای رويا ها نروی،

اگر به حوادث اجازه ندهی

که حداقل يک بار در تمام زندگی ات

ورای مصلحت انديشی بروی. . ..

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن !

امروز کاری کن !

نگذار كه به آرامی بميری

شادی را فراموش نكن

 

Darkfiber به چه معنا است ؟

گاگولا سئوال كردند كه dark fiber به چه معنا است ؟بعرضشان مي رسانيم كه : فيبر دارک به تارهايي اطلاق مي گردد که به هيچ گونه از تجهيزات نوري متصل نباشند و سازماني که مالک يک شبکه فيبر دارک باشد مي تواند تارهاي نوري غير فعال خود را ماهانه يا سالانه به متقاضيان اجاره دهد . مالك بودن فيبرهاي دارک و اجاره نمودن آن ها در صنعت ارتباطات به عملي عمومي و عادي تبديل شده است .اين فيبر ها بعد از ثبت قرارداد با مشتري به تجهيزات پايانه هاي نوري متصل مي گردند.

لازم به توضیح اینکه ما نه فیبری برای اجاره داریم و نه قصد داریم فیبری اجاره کنیم . این نام انتخاب شد تا در پوشش آن هم نکات مغفول مانده ی فیبر بیان گردد و هم تاريكي هاي شبكه فيبر نوري جمع  و ذره ذره آشکار شود و شاید هم روزی آموزش فیبرنوری بصورت پرسش و پاسخ عرضه گردید البته با جایزه !.

سعديا چندان که مي داني بگوي                 حق نبايد گفتن الا آشکار

چوب بر تابوت مرده!

سال هاي سال است كه همه مي دانند كه ساخت تارهاي DSF در دنيا متوقف شده و اگر ما اجازه بديم رويكرد كارخانه هاي تارسازي و كابل سازي هم عوض ميشه ! هرچند بدون اجازه ما هم عوض شده ولی تا امثال ما را دارند و دلمشغولی های دلالانشان تمامی نداره این فرایند ادامه دارد و لفت و ليس ها هم !!. سال ها است لااقل! . پس مطابق معمول دوباره ملاحظه نموديم كه دست بکار شده اند وجهت تامين كابل براي نگهداري از چندين كيلومتر كابل DS منصوبه در مسيرهاي شبكه فيبرنوري كشور دستور خريد چند ده كيلومتري از اين نوع كابل كمياب فرمايش شده است! و نيز مشاهده كرديم كه هزينه بالايي را هم براي رسيدن به مقصود درخواست شده است . لذا چون دیدیم دارند مطلب را گاگولي می کنند و متعصبین و مغرضین را نیز آشنا یافتیم و ...! پس از آن بود كه مطلب برايمان روشن تر شد و با توجه به سوابق كه حضور ذهن داشتيم متوجه شديم كه چون اين روند همچنان ادامه خواهد داشت و هيچگونه اميدي هم براي تعويض و يا جايگزيني كابل هاي منصوبه با كابل هاي جديد نداريم كه اگر بود نشانه هاي آن را مي ديديم . لذا دست بكار شديم و نوبرانه پيشنهادي ارائه نموديم  كه خلاصه آن اين است كه : تا دير نشده هر چه كابل DSF در انبارهاي ديگر كشورهاي فيبري(دارنده شبكه نوري) يا در كارخانه هاي فيبر سازي موجود است درخواست و از طریق آشنایان ابتياع گردد با هر قيمتي .! تا به انبارهاي خود سرريز نمائيم و خاطرمان جمع گردد و مطمئن باشيم كه ساليان سال ذخيره مطمئني خواهيم داشت . در اين ميان هم كارخانه هاي سازنده كابل  نفس راحتي از دستمان خواهند كشيد و هم آشنایان دعاي خود را بدرقه راهمان خواهند نمود .

سبك و سياق ما اگر خدا بخواهد .

چندان كه ستاره ست بر اين چرخ كبود      از ما به بر دوست سلام است و درود

مطالب اين وبلاگ براي كساني مفيد و سرگرم كننده است كه يا اطلاعاتي از فيبر دارند و يا گاگول اند چون ديگران آن ها را اينطور تصورشان مي كنند پس اگر خيلي سرت ميشه يا باورت شده كه ما يعني گاگول بزرگ  اينجوري ترا مي گاگوليم يعني بزرگ تصورت مي كنيم كه زهي است خيال باطل !. پس تكاني بخور و كمي به موشواره ات زحمت بده و كليكي كن و پاتو از وبلاگ ما بيرون بكش و برو كه اين وبلاگ به تو و امثال تو تعلق نداره و شرتو از سرمان كم كن تا ما يعني گاگول بزرگ به كارمان كه همان روشنگري ديگر گاگول هاي هم عصر و دوره امان در اين عرصه است برسيم! اگر خدا خواهد .

سبك و سياقي كه در مطالب اين وبلاگ به چشم خواهد آمد هرچند بديهي و دم دستي به نظر مي رسد ولي تصميمي است كه گرفته ايم و قصد انصراف به نفع هيچكس را هم نداريم . بنا داريم منبعد هر چه كه در زمينه فيبرنوري ريسيده شده و يا مي شود را بگيريم و از صافي معلومات مغفول بگذرانيم و اگر لازم شد همه اشان را پنبه كنيم و دوباره رشته كنيم و بدهيم اشان لباسي شكيل و زيبا و فري سايز و در خور همه فصول بدوزند و بپوشند تا بي دغدغه ترين روزهاي زندگي اشان را با تن پوش مارك ما بگذرانند . اگر ماركي ديگر نچسبانند و انگي تازه نزنند !. در اين ميان شايد گريزي هم به ديگر مقوله هاي مرتبط زديم و آن ها را هم صافي زده كرديم و در معرض قضاوت گذاشتيم . در حال تدارک مسابقه اي متفاوت و مرتبط با مطالب هم هستيم و ...اگر خدا بخواهد .