تست و تحویل کابل فیبرنوری DSF در سفر به هند (بخش پایانی)!!
هند را در روستا بايد ديد . سفر به الورا . مرکز آثار باستانی در هند غربی ، نزديک اورانگ آباد و جايگاه معابد متعددی که از سنگ تراشيده شده اند و نقوش برجسته آن ها در جهان بی نظير است و اورانگ آباد که خود شهری مسلمان نشين است واقع در پايين مقبره همسر اورنگ زيب ، تاج محلی ناهموار در بالای بوته های خودرو شده گل سرخ . حکايت به قصه نمی توان گفت و غير آن ، از حوصله اين حکايت خارج است .توی خيابان ها همه جور وسايل نقليه و همه جور آدم و همه قسم حيوان می بينی ، که با توافقی نانوشته ، آزادانه به هر طرف در حرکت اند . عبور و مرور به سختی و با بوق زدن های ممتد و سرسام آور صورت می گيرد که لاکردار نفس آدم را می چيند . اگر پياده باشی ، عين تهران خودمان ، از هرجا و هر وقت دلت خواست ، همچين راحت اراده می کنی و می روی آن طرف . نه کس و کارت را می برند زير سوال ، نه چپ چپ نگاه ات می کنند ، نه کسی ناراحت می شود و نه بی ادبی است . ولی اگر سواره باشی وضع فرق میکنه که اگر خيابان لاغر باشد علاوه بر عبور نامنظم آدم ها و خيل گداها ! و حيوانات اهلی ، شايد يک چراغ قرمز هم روی شاخ ات قرار بگيره ولی اگر همچين بگي و نگي پت و پهن باشد عین بی ضابطه مند بودن سیستم اداری خودمانه که از آدم و حيوان راحتی ، اما از گدا و چراغ قرمز نه !، تا بخواهی يكي را رد کنی چند تا چراغ بهت می خورد . هيچ خبری نيست . نه ماشينی است و نه جای پر رفت و آمدی که بگويي نظم عمومی شان فلان می شود . آن وقت همين طور بی دليل بايد بایستی و با خيل فقرايي که دست نياز به سويت دراز کرده اند خيره بشی ، تا چراغشان را سبز کنند! . واقعاٌ صبوری می خواهد و صبوری می کنی و حيران نگاهشان می کنی تا سبز شوند . اجازه که فرمودند راه می افتی . چهار قدم آن طرف تر باز چراغ کاشته اند . ای بابا ، آخر هر چيزی حدی دارد ، اندازه ای دارد .شما كه اينقدر آداب دان و مقرراتي هستيد و توي هر سوراخي انگشت مي كنيد که بودنتان را ثابت کنید و رد پايتان همه جا هست خب توي روابط آدم هايتان با بخش خصوصي هم يك سري خط و ربط رنگی تعيين كنيد تا متقاضيان جديد و تازه كار و عجول بدانند كه عبور از هر يك از خطوط رنگي بالاخص رنگ قرمزش چقدر جريمه داره و يا اصلاً خط و ربطي تعيين شده و نياز هست كه جريمه اي بپردازند! و يا كسي هست كه اين جريمه ها را بگيره يا نه !؟ از قديمي ها نمي گم كه اونا خودشان خط و ربط تعيين مي كردند و ميكنند حتی حالا که رفته اند بظاهر !! ولي مواظب جوانان و تازه كارها باشيد كه از هول حليم توي ديگ نيافتند .که ضررشان نه تنها به خودشان که به همه بالاخص به خود شما میرسه؟!
بگذریم ! ماموريت ات را تمام کردی و ناشاد از نتيجه کار به وطن ات بر می گردی ، نظاره گر سفت شدن گره ها و پاک کردن آرايش ها و محکم شدن حجاب ها هستی ، که باور کنی تنها مردهای ايرانی مردند و لا غير !. بارت سبک ولی کوله بارت سنگين .! طول سفر بازگشت را با اين فکر می گذرانی که چرا تن به اين خفت دادی و به چيزهايي که در طول سال ها خدمت ات به آن ها اعتراض داشتی ، تن دادی؟ چرا در اين نمايش نقشی به عهده گرفتی که بازيگر آن نبودی ؟ که توانايي بازی در آن را نداشتی . چرا بازی خوردی ؟ و اجازه دادی بازی ات بدهند . و چراهای دیگر ؟ می گويم چرا ، و به تمامي چرا های ديگر هم پاسخ خواهم داد ، ولی به گونه ای ديگر .
من برم صندوق را فردا به كو پس بسوزانم ميان چارسو
تا ببيند مسلم و گبر و يهود كه در اين صندوق جز لعنت نبود «مثنوی»
سلام