یگانه ها و دم کرده اسطوخودوس!!
صغير و کبير فرض شان اينست که يگانه ها قاعدتاً بايد مشکل روحی و رواني داشته باشند چون به هيچ صراطي مستقيم نيستند به قیافه اشون هم نگاه کنید شاید در نظر اول چیزی متوجه نشوید ولی اگر دزدکی به چشم هایشان توجه کنید حتماْ چیزهایی دستگیرتان می شود.چون یگانه ها نقطه ضعف شان در چشم هایشان هست و برای همین هم به چشم مخاطب نگاه نمی کنند و بقولی نگاهشان را می دزدند . با وجودی که همیشه چنين مردان يگانه ای دیر وارد اداره ميشوند و يا به بهانه هاي مختلف زود از اداره خارج ميشوند و حتی نيز در بيشتر روزهايي که عادتاْ از انظار مخفی هستند و کسی جز رئيس اشان نمی داند چکار می کنند و اصلاً کجا هستند و يا هر چقدر هم که احساسات يا عقايدشان پاک و بی غل و غش باشد ولی چنان حرکات و رفتارشان مغرورانه و منحصر به فرد است و توی ذوق می زندکه اين فرض نه تنها در ذهن پرسنل زحمتكش کلیه اداره هاي دولتي که حتی در نگاه متعجب غريبه ها و تازه واردها نيز به يقين تبديل شده که آن ها یا تافته جدا بافته هستند و یا پسر خاله رئیس اند و با پوزخندی که در برخورد به آن ها می زنند نشان می دهند که فهمیده اند یگانه هایی که معروف خاص و عام اند این کسان هستند . لذا ضمن تبريک و تهنيت به يگانه مردان آشنای ادارات دولتی و تسليت به جامعه کارمندان محترم و زحمتکش دولت در تمامي اعصار و قرون از گذشته تا حال ، و در ادامه مطالب پيشين بايد عرض کنم که يكي دیگراز صفات بارز و نمایان در رفتار تمامي يگانه ها ولگردي است !!.چرا ولگردی ؟ چون كاري به كار اداره ندارند و عنر عنر در سايه بلند قامت کوتاه رئيس اشان مي چرخند! و مي گردند و قر مي زنند و اینکه راحت طلبي را پيشه خود كرده اند و بی نیاز از پاسخگویی از کارهای سخت فراری اند و با اينکه بدنی گوشتالو و زمخت دارند در مواقع ضروری دچار بيماری های ظريف و مختلفي می شوند که در دکان هيچ عطاری نيست . روزی اعلام مي كنند که مچ دستشان داغ کرده و توانايي کار ندارند جل الخالق ! اگر خواب نباشند دائم در حال خوردن ديده می شوند ولی سر بزنگاه از درد معده و كم خوابي می نالند . هر چند از عجایب روزگار بیشترشان کچل اند و ناموزون ولی اکثر اوقات می بینید که از ريزش موی سر و صورت و درد مزمن قوس كمر و آب ریزش بینی مي نالند و دوای درد خود را دراز کشیدن در وان آب گرم حاوي اسطوخودوس می دانند!! شايد مويي بر سرشان برويد و يا درد مزمن ناشی از قوس ناموزون كمرشان آرام گیرد و یا حتی مف همیشه آویزانشان بند آید .زهی خیال باطل!!. هميشه براي فرار از کار در سرماي زمستان درد کهنه ميخچه پايشان را بهانه مي كنند و با آوردن مجوز استراحت از پزشک پولکی محله (چه زنانه و چه مردانه)کار کدآقاگری در محيط گرم خانه را بر کار در سرما ترجیح می دهند و پس از فراغت از کار خانه ضمن نوشیدن دم کرده اسطوخودوس به ریش همکارانشان می خندند و قس عليهذا . اگر او را در مورد کاری سئوال پيچ کنند, هيچ فايده ای ندارد چون يگانه ها هيچ توضيح درست و حسابی و منطقی نمی دهند و تا جايي پيش می روند که مجبور می شوند دست از سرشان بردارند . چيزی که آن ها طالب آنند و منتظر تا بهانه اي بدست آورند و از زير بار مسئوليت شانه خالي كنند .
اين بيان اكنون چو خر بر يخ بماند چون نشايد بر جهود انجيل خواند
كي توان با شيعه گفتن از عمر كي توان بربط زدن در پيش كر
سلام